تبليغاتX
نیستان


نیستان

مدرسه علامه حلی مشهد

سلام علیکم.

خدمت دوستان عزیزم عرض کنم چاکر همه شون هستیم. سه سال با بچه های دبیرستان علامه بودیم یعنی

باید بگم با بچه های بکس علامه بودیم. خوش گذشت.

ولی چه کنیم که این دنیا جای خوشی نیست. درست است به هر حال کنکور هر خوشی رو از ادم میگیره.

تلفات قبل کنکور و بعد کنکور همیشه پا برجاست.

خطاب به دوستان : سعی کنیم هوای همو داشته باشیم. ممکنه بعضی ها کنکور قبول نشوند یا بعضی ها بشوند

سعی کنیم تغییری در رفتارمون پیدا نشه. یا بهتر اسمشو بزارم غرور

امسال سال سختی در پیش هست. از هر نظر چه درسی و چه تفریحی و چه اخلاقی

ولی اینو بگم کنکور همه چی زندگی هست ولی هیچی زندگی نیست 

سعی کنیم اول تو کنکور خدا((بندگی)) قبول بشیم بعد کنکور

به هر حال اینم اخرین پست وبلاگ مدرسه علامه. این وبلاگ به احتمال زیاد تا کنکور اپ نخواهد شد.

اما بعد کنکور این وبلاگ میشود رفیقان قدیم علامه یا همون فارغ التحصیلان علامه. 


از غم و نیک جهان هر چه تو را پیش اید

                                                       غم مخور شاد بزن زان که جهان در گذراست

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت 17:31 توسط رضا سردار(سهراب)| |

اقا یکی به داد مدرسه برسه

مدرسه علامه حلی مشهد نزدیک ویرانی اموزشی

سر تیتر تمام روزنامه های کشور.

تمام معلمان ریاضی مدرسه علامه حلی مشهد اخراج شدند

خبر های یکی پس از دیگری باعث توجه تمام دانش اموزان شد.


سه مدیر در طول سه سال بر سر یک مدرسه امدند


 من رضا سردار شش سال در ناحیه 3 مشهد درس خوندم در حالی که محل زندگی بنده ناحیه هفت مشهد میشه.

همیشه  من گفتم یعنی شعار من این بود که

برای مدیریت مدارس ناحیه 3 یک دیکتاتور لازم هست.


اقا بعضی از بچه های ناحیه 3...........ندارن.بعضی از  بچه های ناحیه 3 ..............ندارن.

وخیلی از بچه های ناحیه 3 جنبه ندارن.(جنبه فقط نزد بچه های ناحیه 7 است و بس)

حالا دیدی راست میگفتم. اون مدیر خوب که رفت(مدیرفعلی مدرسه مالک اشتر) تمام تفسیرگران

سیاسی به ضرر دانش اموزان علامه حلی دانستند. دیدین اومدن سوءاستفاده کردند. ابرو بردند.

بصیرت خودتون رو بالا ببرید. حقیقت رو باید فهمید.کجاست عمار یاسر؟؟(اومده ناحیه هفت اسمش رضا.س)

اینها بودند که رفتند. انشالله که این مدرسه تا اول مهر درست بشه. با مدیریت جدید اقای بووووووق.

یاایها الذین امنوا امنوا

ای کسانی که ایمان اوردید ایمان اورید



نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 18:43 توسط رضا سردار(سهراب)| |

لف: اشتياق براي رسيدن به نهايت آرزوها
ب: بخشش براي تجلي روح و صيقل جسم
پ: پوياپي براي پيوستن به خروش حيات
ت: تدبير براي ديدن افق فرداها
ث: ثبات براي ايستادن در برابر باز دارند ه ها
ج: جسارت براي ادامه زيستن

چ: چاره انديشي براي يافتن راهي در گرداب اشتباه
ح: حق شناسي براي تزكيه نفس
خ: خودداري براي تمرين استقامت
د: دور انديشي براي تحول تاريخ
‌ذ: ذكر گوپي براي اخلاص عمل
ر: رضايت مندي براي احساس شعف
ز: زيركي براي مغتنم شمردن دم ها
ژ: ژرف بيني براي شكافتن عمق درد ها
س: سخاوت براي گشايش كار ها
ش: شايستگي براي لبريز شدن در اوج
ص: صداقت براي بقاي دوستي
ض: ضمانت براي پايبندي به عهد
ط: طا قت براي تحمل شكست
ظ: ظرافت براي ديدن حقيقت پوشيده در صدف
ع: عطوفت براي غنچه نشكفته باورها
غ: غيرت براي بقاي انسانيت
ف: فداكاري براي قلب هاي درد مند
ق: قدر شناسي براي گفتن ناگفته هاي دل
ك: كرامت براي نگاهي از سر عشق
گ: گذشت براي پالايش احساس
ل: لياقت براي تحقق اميد ها
م: محبت براي نگاه معصوم يك كودك
ن: نكته بيني براي ديدن ناديده ها
و: واقع گرايي براي دستيابي به كنه هستي
ه: هدفمندي براي تبلور خواسته ها
ي: يك رنگي براي گريز از تجربه دردهاي مشترك

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 14:13 توسط رضا سردار(سهراب)| |

زاهد و درویشی که مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودند و از دیری به دیر دیگر سفر می کردند، سر راه خود دختری را دیدند در کنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت از آن بگذرد. وقتی آن دو نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از آن ها تقاضای کمک کرد. درویش بی درنگ دخترک رابرداشت و از رودخانه گذراند.
دخترک رفت و آن دو به راه خود ادامه دادند و مسافتی طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند. در همین هنگام زاهد که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت:
«دوست عزیز! ما نباید به جنس لطیف نزدیک شویم. تماس با جنس لطیف برخلاف عقاید و مقررات مکتب ماست. در صورتی که تو دخترک را بغل کردی و از رودخانه عبور دادی.»
درویش با خونسردی و با حالتی بی تفاوت جواب داد: « من دخترک را همان جا رها کردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و رهایش نمی کنی.»

نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 18:51 توسط رضا سردار(سهراب)| |



خاطرات بازیکن اسبق تیم ملی از تورنمنت سانتیاگو برنابئو/محمد صادقی:آرژانتین را بیچاره کرده بودیم
محمد صادقی، بازیکن اسبق تیم ملی، پاس و پرسپولیس دیروز مهمان کافه‌خبر بود.

 صادقی در کافه‌خبر خاطرات خود را در دوران حضور در تیم ملی، پاس و پرسپولیس مرور کرد. او در بخشی از صحبت‌هایش به مسابقه تیم ملی ایران مقابل آرژانتین در سال 1978 اشاره کرد. ایران در تورنمنتی که به مناسبت 80 سالگی سانتیاگو برنابئو، مالک اسبق باشگاه رئال مادرید برگزار می‌شد شرکت کرده بود و در این تورنمنت با آرژانتین مسابقه داد. محمد صادقی در مورد این مسابقه می‌گوید: «زمین ورزشگاه سانتیاگو برنابئو خیلی بود بود. زمین‌های خوب، برای بازیکنان تکنیکی عالی است. آن موقع اکثر بچه‌های تیم ملی ایران تکنیکی بودند و روی زمین صاف سانتیاگو برنابئو، خیلی راحت می‌توانستند هر کاری می‌خواهند بکنند. خود من به هر کسی که جلویم می‌آمد لایی می‌زدم. البته نمی‌دانستیم این بازیکنانی که جلویمان مسابقه می‌دهند چه کسانی هستند و چقدر در فوتبال دنیا اسم و رسم دارند. اصلا آن‌ها را نمی‌شناختیم. ولی تیم ایران آن‌قدر جلوی آرژانتین خوب بازی کرد که آرژانتینی‌ها بیچاره شده بودند.»

صادقی ادامه می‌دهد: «مادریدی‌ها یک عادتی داشتند که هر تیمی در ورزشگاهشان خوب بازی می‌کرد، برایش پارچه سفید تکان می‌دادند و تشویقش می‌کردند. ما جلوی آرژانتین آن‌قدر خوب بازی می‌کردیم که تماشاگران ورزشگاه ایستاده تشویقمان می‌کردند. آن مسابقه با نتیجه یک بر یک مساوی تمام شد.»
متن کامل گفت‌وگوی خبرآنلاین با محمد صادقی به زودی منتشر خواهد شد.

نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 18:11 توسط رضا سردار(سهراب)| |


به ترتیب اولین نفر: رضا سردار . محمد رضا زورکیانس. نفر سوم به دلیل مسائل امنیتی از معرفی اش معذوریم


http://img4up.com/up2/68265752376013249401.jpg

نوشته شده در سه شنبه چهارم مرداد 1390ساعت 13:28 توسط رضا سردار(سهراب)| |

شکست یعنی متوقف شدن و دست از کار کشیدن!؟؟؟؟؟

ـ به نقل از امام علی(ع): "شکست معنی ندارد شکست یعنی تأخیر در پیروزی."

گاه اگر بخواهیم روشنفکرانه سخن بگوییم و شکست را سرلوحه زندگیمون قرار بدیم میشه از دیده خودم شکست رو پله ای برای پیروزی معنا کرد!!!

نوشته شده در پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 12:11 توسط رضا سردار(سهراب)| |

گفتم: خدایا از همه دلگیرم        با تعجب گفت:حتی از من

گفتم: خدایا دلم را ربودند           گفت: پیش از من

گفتم: خدایا چقدر دوری            گفت: تو یا من

گفتم: خدایا تنها ترینم               گفت: پس من

گفتم: خدایا کمک خواستم         گفت: از غیر من

گفتم: خدایا دوستت دارم           گفت: بیش از من

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم تیر 1390ساعت 20:12 توسط رضا سردار(سهراب)| |

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 16:57 توسط رضا سردار(سهراب)| |

1-مرام فقط مرام گاو چون نگفت من گفت ما

2- صفا فقط صفاي مورچه كه هر وقت گريه كرد هيچكس اشكش نديد

 3- رفيق فقط كلاغ نه بخاطر سياهيش به خاطر يه رنگيش

4- معرفت فقط معرفت كرم نه به خاطر كرم بودنش به خاطر خاكي بودنش

5- بزرگواري فقط بزرگواري ديوار كه هرچي مردو نا مرده بهش تكيه ميده

نوشته شده در شنبه یازدهم تیر 1390ساعت 16:46 توسط رضا سردار(سهراب)| |

مردی در مسابقه ی اطلاعات عمومی شرکت کرده است و سعی در بردن

 یک میلیون دلاری را دارد جایزه

سوالات را بخوانید

۱ـ جنگ صد ساله چند سال طول کشید؟

الف) ۱۱۶ سال

ب ) ۹۹ سال

ج ) ۱۰۰ سال

د ) ۱۵۰ سال

او نمیتواند به این سوال جواب دهد

۲ـ کلاه های پاناما در چه کشوری تولید میشود؟

الف) برزیل

ب) شیلی

ج) پاناما

د)اکوادور

حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک میکند

۳ـ روس ها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟

الف) ژانویه

ب) سپتامبر

ج) اکتبر

د) نوامبر

این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت میکند

۴ـ اسم شاه جرج سوم چه بود؟

الف) ادر

ب) آلبرت

ج) جرج

د) مانوئل

خوب بقیه حضار باید به دادش برسند

۵ـ نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده؟

الف) قناری

ب) کانگارو

ج) توله سگ

د) موش

نخند برو جواب ها رو نگاه کن 

     جواب ها در ادامه مطلب

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در دوشنبه ششم تیر 1390ساعت 15:37 توسط رضا سردار(سهراب)| |

ایران۰- عراق۵

بازیکنان سه ساعت فقط گریه

کی روش  با اطلاع از این خبر یک ربع مبهوت

منصوریان همه نگاه ها به ایشون و...

تماشاچیان فقط فحش و گریه

کفاشیان   خنده و انکار کردن

نتیجه: نبودن پیشرفت در فوتبال و انداختن تقصیر به گردن یکدیگر و تحقیر

 

 

 

نوشته شده در جمعه سوم تیر 1390ساعت 14:22 توسط رضا سردار(سهراب)| |

قالب : پيچك